گوشهای دنج و خلوت،
ونگاهی هرزه، خيره و سرد
دنبالت میكنم،
تو دنبالم میكنی،
و مرا میگیری،
جريمهام اين است
كولات دهم،
تو را روی كولام میگذارم،
آنگاه،
آن نگاه هرزه هم، دمبش را روی كولاش میگذارد و میرود
و تو چون كودكان مستانه میخندی…