اعتراف

باید اعتراف کنم هنوز هم زیباترین تصویر از یک کش و واکش عاشقانه برای من اون رابطه‌ی عاشقانه‌ای‌ه که به رخت‌خواب منتهی بشه و بعد که همه چیز تمام شد، مقابل آینه حمام خودم را ببینم که چشام برق می‌زنه، تبسم روی لبام هست، خوشبختی راببینم که دور و برم موج می‌زنه و خانه پره از حس زندگی‌، با کمر و شانه‌های صاف وایستادم مقابل آینه و بی‌هیچ عجله‌ای دارم به خودم نگاه می‌کنم، دلم برای اون لحظه‌های جلو آینه تنگ می‌شه، برای وقتی که بر می‌گردم روی تخت، اون آدمی که اون‌جا دراز کشیده، بهم بگه: ببینم صورتت‌و… چه خوشگل شدی! ببینمت! چی‌کار کردی؟ دروغ‌ه اگر بگم علیرغم این منطقی که بهش رسیده‌ام و همین‌طور توان دیدن واقعیت، دیگه آرزوی اون لحظه‌های جلوی آینه‌ی حمام و مغرورانه لبخند زدن به تصویر توی آینه را ندارم…

ارسال شده در خط‌ خطی. 2 دیدگاه »

2 پاسخ به “اعتراف”

  1. alirezacartoon Says:

    باز آهنگ فراسو كرده ام
    باز بيعت با پرستوكرده ام
    غربتم را مي شكنيد اي سايه ها
    من به درد بي كسي خوكرده ام
    دست نيرنگ وفريب عشق را
    پيش چشمان همه رو كرده ام
    با خيال اينكه مي آيي زراه
    كلبه ام را آب وجارو كرده ام


پاسخ دهید